مرخصی
سلام بر کیانای گلم انگار همین دیروز بود اولین روز پاییزو ثبت کردم تو وبلاگت .روزا داره مث برق و باد میره و تو بزرگ و بزرگتر میشی . بعد از دو هفته مرخصی امروز اولین روز کاریم بود خیلی سخت بود بیام سر کار ولی از خونه موندن خیلی راحت تره چون تو خونه هم آدم خیلی خسته میشه . رفسنجان خیلی خوش گذشت با اتوبوس اومدیم رفسنجان توی راه تو خیلی اذیت شدی ولی همش خواب بودی .از اینکه نمیتونستی تکون بخوری مثل همیشه غرغر میکردی و خیلی بامزه بود که اصلا دوست نداشتی روی صندلی بشینی و همش اون پایین با خودت تا 10 شب بازی کردی و بعد از اون اومدی و خوابیدی رو پای من. 11 روز رفسنجان بودیم که با هم به کرمان (عروسی پسر دایی ) و بردسیر رفتیم واقعا خوش گذشت .حال و ه...
نویسنده :
افضل
13:22




